سفر به مشهد مقدس
تابستان 88 ما با خانواده ی رضا به مشهد رفتیم .سفر زیارتی بود وشوق رفتن به حرم همه را مسرور کرده بود .اما برنامه حرم را کنار بگذاریم مسافرت خیلی سختی بود ،امیرمحمد کوچک بود ودر عین حال باید غذای مخصوص خودش را می خورد . از طرف دیگه عمه امیرمحمد هم در این مسافرت با ما بود که یک دختر به اسم فاطمه که 3 ماه کوچکتر از امیرمحمد است را داشت .بودن 2بچه ی کوچک شرایط را سخت کرده بود . هوا هم آن سال گرم بود .یادم است روزی که قرار بود از مشهد برگردیم ظهر به دیهوک رسیدیم وآنجا برای خوردن ناهار ماندیم .هوا آنقدر بد بود که حتی نفس کشیدن را هم سخت کرده بود تصمیم گرفتیم به سمت کرمان حرکت کنیم. کولرهای ماشین جواب نمی دادند بچه ها بی حال شده بودند و...
نویسنده :
مامان محدثه
18:12








